تبلیغات
تفکر یهود باید نابود شود
تفکر یهود باید نابود شود
مبارزه با شبیخون فرهنگی 
قالب وبلاگ

بسم رب الحیدر

پاسخ به شبهات: تحریف قرآن 02

استاد حسینی قزوینی

مدرسه فیضیه ، پنجشنبه :11 / 11 / 86

بحثمان در جلسه گذشته یكی از اساسی ترین شبهات وهابیت، بحث تحریف قرآن بود. عرض شد كه فردی به نام عثمان الخمیس كه از لیدرهای وهابیت است،‌ در نماز جمعه كویت، نیم ساعت سخنرانی كرده بود و حدود 40 شبهه بر عقائد شیعه وارد كرد و این را در سایت های مختلف گذاشته بودند و به صورت جزوه در كشورهای مختلف از جمله كانادا، آمریكا، ‌آلمان و در خود كشورهای حاشیه خلیج فارس منتشر كردند؛ و ما، دو یا سه مورد را قبلا پاسخ دادیم و بحث تحریف قرآن را شروع كردیم و گفتیم 7 جواب را به این شبهات می دهیم و 7 شبهه و سؤال را به آقایان وهابیت و أهل سنت مطرح می كنیم.

قبلا هم گفتم كه یكی از اساسی ترین روش و اسلوب در فن مناظره، این است كه اگر مخاطب شبهه ای وارد می كند، پاسخ شبهه را كه دادیم، فرصت اینكه مخاطب شبهه دیگری را مطرح كند ندهیم و شبهه را ما آغاز می كنیم. اگر قرار باشد أهل سنت یا وهابیت تندرو، 10 یا 15 مورد شبهه به فرهنگ شیعه وارد كنند، بعضی از روایات جعلی یا دروغین را نقل كنند و به عنوان یك افتراء و تهمت و بهتان به شیعه بچسبانند و به دنبال او هم، جواز قتل و جهاد بر ضد او و كفر او را ثابت كنند، ما در برابرشان 1500 مورد شبهاتی كه توانائی پاسخ دادن به آنها را نداشته باشند داریم؛‌ ولی معمولا ما در مناظرات یا مباحثات، تلاش می كنیم كه این گفتگوها، حتی المقدور دوستانه باشد و به جلسه خصمانه مبدل نشود. ما نه اهانت می كنیم و نه اجازه اهانت به آنها می دهیم و اگر آنها اهانت كردند چیزی جز: إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما (سوره فرقان، آیه 63) نمی گوئیم و چیز دیگری بلد نیستیم؛ قرآن و مكتب أهل بیت (علیهم السلام) به ما این را آموخته اند.

در بیانیه ای كه شیخ عبد الله بن جبرین كه از مفتیان شماره دو عربستان است و چند سال قبل هم ایشان اعلام كرد: به چهار دلیل ثابت می كنم كه شیعه كافر است نه مشرك؛ و الآن اگر هم روی سایتشان بروید، این اطلاعیه روی سایت هست. دلیل اولش این است كه شیعه قائل به تحریف قرآن است. دلیل دوم اینكه شیعه معتقد به سنت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیست؛ چون سنت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) منحصر در صحیح مسلم و بخاری است و شیعه هم به روایات آن عمل نمی كند. دلیل سوم اینكه شیعیان، ما أهل سنت را نجس و كافر می دانند و هر كس ما را كافر بداند، خودش كافر است. دلیل چهارم اینكه شیعه متوسل به أهل بیت (علیهم السلام) می شود و یا علی و یا حسین می گوید و اینها از مظاهر شرك و كفر است.

این نحوه سخن گفتن یك مفتی طراز اول یك كشوری است كه داعیه توحید دارد. عزیزانی هم كه مكه مشرف شده اند و با آمرین بالمعروف یا همان آمرین بالمنكر كه برخورد می كنند، یكی از اساسی ترین شبهه شان همین است كه شما قائل به تحریف قرآن هستید. این را ما در جلسه قبل 7 جواب دادیم و تكرار نمی كنیم. خلاصه سخن اینكه اگر شیعه قائل به تحریف قرآن است، تاكنون در طول تاریخ، آیا قرآنی غیر از قرآن موجود نزد مسلمین، قرآنی نزد شیعیان دیده شده است؟ یك عالم أهل سنت تاكنون همچنین چیزی شنیده است؟

خیلی جالب است ما سال گذشته كه در همایش مذاهب در زاهدان بودیم،‌ یكی از مولوی های وهابی، مولوی دهداری، كه فارغ التحصیل دانشگاه مدینه و امام جمعه سراوان است و حوزه علمیه ای دارد كه بر همان مبنای سلفی تدریس می كند و ابائی هم ندارد از اینكه كسی به او سلفی یا وهابی بگوید؛ ولی از آن وهابی های معقول است، نه نا معقول؛ و خیلی آدم مؤدب و متین و خوش برخورد است. ایشان می گوید من سال گذشته كه رفته بودم مكه و آنجا صحبت شد و همین بحث تحریف قرآن آمد،‌ من از شیعیان دفاع كردم؛ گفتم ما الآن در بین شیعیان در ایران زندگی می كنیم، ‌اینكه شما می گوئید شیعه معتقد به تحریف است، ما یك شیعه ندیدیم كه معتقد به تحریف قرآن باشد؛ و قرآنی غیر از قرآنی كه نزد ما أهل سنت است، ‌نزد شیعیان نیست.

جناب آقای دكتر زمانی كه مدتی مسئول بعثه مقام معظم رهبری در امور أهل سنت بود و الآن نزدیك یك سال است كه ایشان در مصر هستند به عنوان رایزن فرهنگی، می گوید: ایام حج، ما رفتیم نزد مسئول امر به معروف و نهی از منكر مكه، آقای غامدی و با ایشان صحبت داشتیم. ایشان شروع كرد كه شما معتقد به تحریف قرآن هستید؛ گفتیم این آراء علماء ما، گفت شما معتقد به سب صحابه هستید، گفتم این آراء علماء ما، می گفت امسال كه رفته بودیم نزد او، دیدیم آن مطالب سال گذشته كاملا یادش است و فردی معتدل با موقعیت ممتازی است، مصرانه گفت كه این مطالب را بنویسید كه شیعه معتقد به تحریف قرآن نیست و سب صحابه را واجب نمی داند؛ این عقائدی را كه اینجا گفتید و سه چهار نفر از مراجع تقلیدتان امضاء كند، من ملتزم می شوم در عربستان سعودی این را چاپ و منتشر كنم.

اگر واقعا با این منطق جلو برویم، نتیجه صحبت كردن و سخن گفتن این است. 90 درصد از عوامل تهاجم وهابیت به سوی شیعه، كم تحركی ما است؛ عدم حضور ما در عرصه های بین المللی است؛ عدم دفاع صحیح ما در جوامع علمی أهل سنت است. بنده خودم با تجربه ای كه دارم در دانشگاه ام القرای مكه،‌ كه می گویند نزدیك 110 هزار دانشجو دارد و دانشگاه وهابی پرور عربستان سعودی است، كه مركزش در خود مكه است و یك شعبه در مكه دارد و یك شعبه در ریاض، با خیلی از این دانشجویانشان صحبت می كردیم و اینها خیلی مؤدبانه این سخنان را از ما قبول می كردند. حتی ما دو سه مورد از دانشجویانی كه فرزند شخصیت های برجسته عربستان بودند، در اثر همین گفتگوها مذهب شیعه را قبول كردند.

در سال 1384 بود كه ماه رمضان در مكه بودیم، منزل یكی از شیعیان و یك جلسه مولودی گرفته بودیم. جناب آقای نواب مسئول بعثه مقام معظم رهبری درآنجا بود،‌ جناب آقای هادوی و بنده هم بودیم، همین دانشجوئی كه وهابی بود و شیعه شده بود، یك مولودی عربی در رابطه با آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) و امام مجتبی (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) خواند؛ ‌بقدری این سرود و اشعارش زیبا و حماسی بود كه اشك همه را درآورد؛ یعنی این جلسه مولودی با اشعار ایشان، به جلسه عزا بیشتر شبیه بود. یك جوان 20 یا 25 ساله وهابی كه تازه شیعه شده، آمده این چنین شعر می خواند.

یكی دیگر از اینها كه خودش نقل می كرد و می گفت:

من از برخورد تند وهابیت خسته شده بودم و این خشونت و این چنین فحش دادن و جسارت كردن و حكم تكفیر دادن،‌ با منطق اسلام نمی سازد؛ با كتاب و سنت مطابقت ندارد. می گفت از جلسات وهابی ها بریدم و رفتم به جلسات صوفی ها، مكتب صوفی ها خیلی تشكیلات مفصلی دارند و هفت هشت هزار نفر در جلساتشان شركت می كنند و در رأسشان سید محمد بن علوی مالكی بود كه دو سه سال پیش از دنیا رفت و رهبر صوفی های مكه و مدینه بود؛ این جوان می گفت ما رفتیم یك مدتی به طرف صوفی ها كه اینها خیلی نرم و ملایم و لطیف و مباحثشان را خیلی با فطرت تطبیق می كنند؛ دو سه سال رفتم، دیدم اینها یك سری خرافات دارند و این خرافات با كتاب و سنت نمی سازد و با فطرت همخوانی ندارد؛ از اینها هم بریدم. می گفت روی آوردم به سایت های اینترنتی و مقداری روی سایت های وهابیت و شیعه و سنی چرخیدم و دیدم روی سایت های شیعه، نسبت به صحابه، عبارت های ركیك و عجیب دارند؛‌ خیلی ناراحت شدم. در میان این ارتباطی با اینترنت كه داشتم، با یك جوانی از بیروت در اینترنت آشنا شدم؛ سؤال كردم كه چرا شما شیعیان این چنین با خشونت برخورد می كنید؛ اسلام، اسلام نرم و ملایم است؛ ‌حتی نسبت به فرعون كه می گوید: أنا ربكم الأعلی (سوره نازعات، آیه 24) دستور داده بگوئید: فقولا له قولا لینا (سوره طه،‌ آیه 44)، نسبت به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: لو كنت فظا غلیظ القلب، لأنفضوا من حولك (سوره آل عمران، آیه 159)، اگر نسبت به مردم خشن و تندرو بودی،‌ این عرب ها از اطراف تو پراكنده می شدند؛ جوان شیعه گفت: كسانی كه تند برخورد می كنند، مورد تائید علمای شیعه و ائمه (علیهم السلام) نیستند و منطق امیرالمؤمنین (علیه السلام) این است كه نسبت به كسانی كه حتی به معاویه ناسزا می گفتند، می گوید: إنی أكره لكم أن تكونوا سبابین، من دوست ندارم كه شما جزو سب كنندگان باشید.(نهج البلاغه، خطبه206) می گفت مقداری با آن جوان صحبت كردیم و من مقداری نرم و آرام شدم. شروع كردیم هر شب یك ساعت دو ساعت با هم چت كردن. مطالب را در سه چهار ماهی كه با ایشان اینترنتی مراوده داشتم بحث كردیم؛ تقریبا دیدم مبانی اعتقادی شیعه همانی است كه من دنبالش بودم و به فطرت سالم و خالص بشر پاسخگو است و ادامه دادیم تا اینكه ایام حج رسید و جوان شیعه گفت من دارم می آ یم به حج؛ بعد شماره تلفن دادم و وقتی كه ایشان به مكه رسید، زنگ زد و رفتم در هتلش. صبح ساعت 8 رفتم آنجا، ‌با همان اعتقاد سنی و وهابی و شب بعد از نماز مغرب از اتاق ایشان بیرون آمدم با مذهب شیعه. می گفت من افتخار می كنم به این و خدا را شاكرم كه آن گمشده فطری و ندای باطنی را كه دنبالش بودم، پیدا كردم.

لذا از عزیزان تقاضا داریم یا وارد این بحث ها نشوند واگر وارد شدند، تلاش كنند با زبان نرم و لین برخورد كنند؛ و نه تنها جملات خشن به زبان نیاورند، بلكه در برابر خشونت دیگران هم جز: اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما (سوره فرقان، آیه 63) و إذا مروا باللغو مرو كراما (سوره فرقان، آیه 72) نگویند. من بارها این جمله را به دوستان گفته ام كه وقتی كسی وارد این بحث و مناظره می شود، ‌اگر این توانائی را دارد كه اگر با یك وهابی بحث می كند، وهابی وقتی به بن بست می رسد، چشمش را می بندد و دهانش را باز می كند؛ حتی اگر فحش ناموسی به او داد، بخاطر امیرالمؤمنین (علیه السلام) پاسخ به او نمی دهد؛ اگر كسی همچنین روحیه ای دارد، باید وارد بشود؛ وگرنه اگر بخواهیم كمی صدایمان را بلند كنیم و نتوانیم صحبت كنیم و در مناظره صدایمان بالا برود، آنها كه كنار نشسته اند، می گویند اگر ایشان حق بود، صدایش را بالا نمی آورد.

یكی از مباحثی كه اینها در هجمه گذاشته اند،‌ بحث تحریف قرآن است. جواب دادیم بر اینكه شیعه همچنین قرآنی ندارد؛ بزرگان شیعه از سید مرتضی و شیخ مفید گرفته تا بزرگانی مثل آیت الله خوئی كه می گوید:

اعتقاد به تحریف قرآن، یك اعتقاد خرافی و حماقت است.

امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) می  گوید:

اعتقاد به تحریف قرآن، ‌یك اعتقاد غیر معقولانه است؛ كسی كه عقل و فكر داشته باشد، ‌معتقد به تحریف قرآن نمی شود.

و روایاتی هم كه در این زمینه بود، ضعیف یا جعلی هستند و یا بعضی روایاتی داریم كه ناظر به تحریف قرآن نیست؛ تأویل و تفسیر قرآن است؛ همانطور كه آنها هم از این روایات دارند.

این خلاصه جواب ما بود از این شبهه كه در 7 محور عرض كردیم.

اما سؤال ما از وهابیت و أهل سنت:

ما در اینجا 7 سؤال داریم. آقایان می گویند شما و بزرگانی از شما، معتقد به تحریف قرآن هستید؛ مثل مرحوم نوری كه كتابی دارد به نام فصل الخطاب و ایشان در آنجا ثابت كرده تحریف قرآن را. علامه مجلسی می گوید ما روایات متواتری داریم، صاحب وسائل الشیعه چنین و سید نعمت الله جزائری هم چنان می گوید. ما هم سؤال می كنیم از علمای بزرگ شما مثل عبدالوهاب شعرانی متوفای 973، ایشان در كتاب الكبریت الأحمر در حاشیه الیواقیت و الجواهر آمده می گوید:

و لولا ما یسبق للقلوب الضعیفة و وضع الحكمة فی غیر أهلها، لبینت جمیع ما سقط من مصحف عثمان.

اگر واقعا من احساس می كردم برخی از قلب های ضعیف مسلمان ها لغزش پیدا نمی كند و اینها در عقیده شان متزلزل نمی شوند، بیان می كردم آن آیاتی را كه از مصحف عثمان ساقط شده.                                                                         الكبریت الأحمر، ص143

چون مستحضرید كه زمان عثمان، قرآن های متعددی بود و چون آن زمان دستگاه چاپ نبود، هر كس برای خودش قرآنی نوشته بود و برای خود قرائت می كرد و اینها با هم تفاوت داشت و كم و زیاد داشت؛ مثل مصحف عایشه، حفصه، أنس، عبدالله مسعود، ابو هریره، أبی بن كعب و ... . عثمان دستور داد تمام قرآن ها را جمع كنند و همه را آتش زد، جز یك قرآن و گفت باید این یك قرآن در میان مردم منتشر بشود؛ و عقیده أهل سنت است كه این قرآنی كه الآن داریم همان قرآنی است كه عثمان بر روی آن تكیه كرد و در میان مسلمانان منتشر كرد.

آقای شعرانی از علمای بزرگ أهل سنت می گوید:

آیات زیادی جزو قرآن بود، ولی در قرآن عثمان وجود ندارد.

شما أهل سنت از این چه جواب می دهید؟ ما هم همان جواب را در مورد كتاب های خودتان می دهیم.

جناب آلوسی، متوفای1270، صاحب كتاب روح المعانی، از مفسران بنام أهل سنت كه عقیده وهابی دارد، صراحت دارد و می گوید:

والروایات فی هذا الباب، أكثر من أن تحصی.

روایات ما در كتب أهل سنت در باب تحریف قرآن، قابل شمارش نیست.

روح المعانی، ج1، ص24

فقهای أهل سنت! جناب عثمان الخمیس! شما از این شبهه چه جوابی می دهید؟ ما هم از شما یاد می گیریم و در فرمایش سید نعمت الله جزایری و مرحوم نوری، همان جواب را می دهیم.

سؤال دوم: می گویند از علمای شما كتابی مخصوص در رابطه با اثبات تحریف قرآن نوشته شده. البته این را هم بدانید كه كتاب فصل الخطاب مرحوم نوری، تقریبا دو قرن قبل نوشته شد و علمای شیعه، ردود متعددی بر این كتاب نوشتند و حتی در سامرا و بعضی شهرهای عراق، بعضی از بزرگان و شیعیان، اعلام عزای عمومی كردند؛ كه چرا همچنین كتابی نوشته شد؛ ‌یعنی یك قیامتی علیه مرحوم نوری بپا شد. بعدا ردیه بر كتاب او نوشته شد و مرحوم نوری گفت كه من راضی نیستم كه كسی كتاب مرا بدون این كتاب ردیه مطالعه كند. این را برای ما یك نقطه ضعف می گیرند. خوب ما از اینها شبهه می كنیم كه جناب ابو داود سجستانی متوفای 316 هجری،‌ كتابی نوشته به نام المصاحف، درآن كتاب ثابت كرده تحریف قرآن را؛ شما هر جوابی در مورد كتاب ابو داود سجستانی دادید، ما هم همان جواب را از كتاب فصل الخطاب خواهیم داد.

در قرن حاضر فردی به نام محمد الخطیب از علمای دانشگاه الأزهر مصر، كتابی نوشت به نام الفرقان فی تحریف القرآن ، در زمانی كه آقای شلتوت، مفتی أعظم مصر زنده بود، مانع شد از چاپ این كتاب، و بعد از او این كتاب چاپ شد. الآن در كتابخانه موسسه امام صادق (علیه السلام) آیت الله سبحانی، نمونه ای از این كتاب موجود است. اگر شما بر علمای ما ایراد می گیرید كه كتاب در مورد تحریف قرآن نوشتند و كفر و شرك و قتل شیعه را ثابت می كنید، ‌در مورد این كتاب ها چه می گوئید؟

همین عبدالمالك ریگی در سخنرانی كه داشت و سی دی اش را پخش كرد، در آنجا می گوید:

ما شیعیان را كافر و حكومت ایران را كفر می دانیم؛ ‌چون معتقد به تحریف قرآن هستند و روی همین جهت، ما اعلام جنگ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ایران می كنیم.

اینها در قضیه تاسوكی، 22 نفر از عزیزان ما را به رگبار بستند و یكی از اینها را سر بریدند و سی دی اش را برای ایجاد ترس و وحشت، میان مردم پخش كردند. اگر این عرضه را دارند، برای بحث بیایند میدان؛ این عالم بزرگ سنی و فراغ التحصیل دانشگاه الأزهر مصر كه این كتاب الفرقان فی تحریف القرآن را نوشته، چه جوابی در مورد این دارند؟!

 

حدیث سوم: جالب اینجاست كه ابو موسی اشعری كه از بزرگان شماست و به او هم افتخار می كنید، و به كسی هم اجازه نمی دهید كه بگوید بالای چشم ابو موسی اشعری ابرو هست، در صحیح مسلم می گوید:

اصلا دو سوره به تمامه از قرآن حذف شده است.

و إنا كنا نقرأ سورة، كنا نشبهها فی الطول و الشدة ببراءة؛ فأنسیتها غیر أنی قد حفظت منها لو كان لإبن آدم وادیان من مال لایبتغی وادیا ثالثا و لا یملأ جوف إبن آدم إلا التراب؛ و كنا نقرأ سورة نشبهها بإحدی المسبحات؛ فأنسیتها غیر أنی حفظت منا یا أیها الذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون فتكتب شهادة فی أعناقكم فتسألون عنها یوم القیامة.

یك سوره ای بود كه ما تشبیه می كردیم آن را از نظر طول و شدت، به سوره برائت و آن را فراموش كردیم؛ غیر از اینكه فقط یك آیه اش را حفظم و آن هم این است كه اگر فرزند آدم دو دره بزرگ مال داشته باشد، دنبال یك دره دیگری هم می رود و پر نمی كند شكم فرزند آدم را غیر از خاك؛ یك سوره دیگری هم حذف شده است كه ما آن را تشبیه می كردیم به مسبحات، و فقط یك آیه از آن را حفظم و آن این است كه ای كسانی كه ایمان اورده اید، چرا چیزی را می گوئید كه انجام نمی دهید خودتان و ... .

صحیح مسلم،ج3، ص100، ح2466، كتاب الزكاة، ‌باب لو أن لإبن آدم وادیین

این عبارت ها را اگر كنار آیات قرآن بگذاریم، ‌كاملا مشخص است كه من آیه قرآن نیستم.

اگر در روایات كافی هست كه یك آیه یا دو آیه چنین است، در صحیح مسلم شما دارد كه یك سوره كامل به اندازه سوره برائت و یك سوره كامل شبیه مسبحات، از قرآن حذف شده است و نیست. شما به اینها چه جوابی می دهید؟ ما هم همان جواب را به شما می دهیم.

اینها یك جوابی دارند و توجیه می كنند و می گویند:

نسخ قرائتها و بقیت حكمها.

اینها یك آیاتی بوده كه قرائتش نسخ شده و حكمش مانده.

وهابیت این جواب را از دوران مدارس ابتدائی و راهنمائی به فرزندانشان یاد می دهند كه چگونه جواب بدهند.

شما ببینید در اتقان سیوطی و درالمنثور سیوطی و طبری، همه همین جمله را می گویند.

این را ما دو جواب داریم كه یكی را آقای خوئی (رضوان الله تعالی علیه) داده و می گوید:

این آیات كه قرائتش نسخ شد، زمان رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نسخ شد یا بعد از ایشان؟ اگر زمان رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نسخ شده، ما از شما دلیل می خواهیم كه به چه دلیل حذف شده؟ شما حتی یك روایت ضعیف هم ندارید كه بگوید در زمان رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این آیات نسخ شده و فقط حدسیات آقایان علماء است. اگر زمان رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نسخ شده، ‌باید شما اقامه دلیل كنید؛ و اگر بعد از زمان رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نسخ شده،‌ این همان تحریف قرآن است؛ تحریف كه شاخ و دم ندارد. این جوابی است كه آقای خوئی (رضوان الله تعالی علیه) در البیان داده است.

یك جواب خیلی عوام فهم هم می گوئیم و سؤال می كنیم:

عائشه كه می گوید چند آیه از قرآن حذف شده، ابو موسی اشعری می گوید چند سوره از قرآن حذف شده، حتی بعدا می خوانیم كه می گویند از سوره احزاب 200 آیه حذف شده، و شما هم می گوئید قرائت اینها نسخ شده، ولی حكمش مانده؛ شما چند نمونه از این آیاتی كه قرائتش نسخ شده، ولی حكمش مانده، برای ما قرائت كنید؛ كدامیك از احكام شرعیه در كتب شما أهل سنت هست كه در قرآن بوده و قرائتش نسخ شده، ‌ولی حكمش باقی مانده است؟

جواب چهارم: این را هم دقت كنید.

روایت از خود جناب عمر بن الخطاب است و سندش هم صحیح است؛ خود سیوطی می گوید:

بسند موثق عن عمر بن لخطاب، قالََََ: القرآن ألف ألف و سبع و عشرون حرف.

قرآنی كه بر رسول اكرم (صلی الله علیه و سلم) نازل شد، یك میلیون و 27 هزار حرف داشته است. این را در كتاب های زیادی آورده اند و بهترین آن الإتقان سیوطی است كه كتاب درسی دانشگاه هایشان است.

الإتقان السیوطی، ج1، ص121 - مجمع الزوائد الهیثمی، ج7، ص163 - الدرالمنثور، ج6، ص422 - المعجم الأوسط للطبرانی، ج 6 ،‌ ص361 - الجامع الصغیر للسیوطی، ج2،  ص 264

ما سؤال از جناب عثمان الخمیس، كه این قرآنی كه الان در دست شما است، چند حرف دارد؟ الآن عصر كامپیوتر هم هست كه با زدن یك دكمه، شما تمام حروف قرآن را می توانید آمار بگیرید. آخرین آمار حدود 340هزار و 200 حرف است. خود امام قرطبی، از مفسران بزرگ و بنامشان است كه تمام مذاهب چهارگانه او را قبول دارند، می گوید در زمان حجاج بن یوسف ثقفی، ایشان تمام حفاظ و قراء و نویسندگان قرآن را جمع كرد، برای اینكه به او خبر بدهند كه این قرآن چند حرف دارد؛ راوی سلام ابو محمد الحمانی می گوید، من خودم هم بودم و شمردم و اعلام كردم كه جناب آقای حجاج، قرآن عثمان كه الآن ما داریم می خوانیم،340 هزار و 740 حرف دارد.

تفسیر قرطبی، ج1، ص64

پس قرآنی كه زمان جناب عمر بوده، 340 هزار و 740 حرف بیشتر نداشتهَََََ؛ ولی جناب عمر می گوید یك میلیون و 27 هزار حرف داشته؛ دو سوم قرآن حذف شده، اینها كجا رفته؟ می گویید كه: نسخ قرائتها و بقیت حكمها، آیاتش نسخ شده و احكامش باقی مانده، بر فرض شما، قبول، این احكام كه آیاتش حذف شده، كجاست؟ یك روایت ضعیف شما به ما نشان بدهید كه این حكم از آن آیاتی است كه قرائتش حذف و حكمش باقی مانده؟ ندارید.

در همین زمینه، خود جناب خلیفه دوم می گوید، یك روزی سؤال كردم:

كم تعدون سورة الأحزاب؟ قلت ثنتین أو ثلاثا و سبعین، قال إن كانت لتقارب سورة البقرة.

سوره احزاب كه در قرآن است چند آیه دارد؟ گفتم 72 یا 73 آیه دارد؛ جناب عمر گفت كه سوره احزاب در زمان رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هم سطح سوره بقره آیه داشت.

 یعنی حدود 286 آیه. پس این حدود 200 آیه كجا رفت؟ جناب عمر هم كه شوخی نداشت با كسی در آن هنگام. در زمان رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حذف شده یا بعد از او؟ اگر نسخ شده، احكامش كجا رفته؟ البته این حدیث مصادر متعدد دیگری هم دارد حدود سی چهل مصدر.                                                                                 درالمنثور، ج5، ص180

عكرمه هم كه می گویند شاگرد این عباس بود و بر او قسم هم می خورند، ایشان هم می گوید:

كانت سورة الأحزاب مثل سورة البقرة أو أطول و كان فیها آیة الرجم.

سوره احزاب مانند سوره بقره بود، شاید هم طولانی تر و آیه رجم هم (كه قبلا قرائت شد) در این سوره احزاب بود.

درالمنثور، ج5، ص180

أبی بن كعب هم همین روایت را دارد كه حاكم نیشابوری می گوید با روایت صحیح از أبی بن كعب نقل می كند كه:

قال كانت سورة الأحزاب توازی سورة البقرة.

سوره احزاب با سوره بقره موازی است.

مستدرك، ج2، ص415

و همچنین احمد بن حنبل در مسند، ج5، ص132 باز أبی بن كعب و عایشه نقل می كند.

خوب این 200 آیه كه از سوره احزاب حذف شده، كجا رفت؟ هر جوابی شما بگویید، ما هم همان جواب را در سؤال شما می دهیم. چرا اگر شیعه بگوید 10 روایت در رابطه با ولایت حذف شده یا روایتی داشته باشیم در تحریف قرآن، باید ثابت كنیم؛ ولی اگر شما در صحیحین داشته باشید، باید توجیه كنید؟ اگر توجیه خوب است، هم روایات خودتان را و هم روایات ما را توجیه كنید؛ و اگر نه هجمه خوب است، شما هجمه كنید، ما هم هجمه می كنیم.

ما این را در رسانه های عمومی و جهانی اعلام می كنیم، هر كدامشان كه آماده جواب دادن هستند، بیایند و جواب بدهند؛ ما آماده بحث و مناظره و گفت و گوی دوستانه هستیم. غیر از جوابی كه آقای إبن حجر عسقلانی در فتح الباری داده، جواب دیگری دارند؟ غیر از جوابی كه آقای نووی در شرح صحیح مسلم داده، جواب دیگری دارند؟ و امام شافعی و غیره هم جواب هائی داده اند. من گمان می كنم كه تحصیل كرده های شما، این جواب را از شما هم نمی پذیرند.

اعتقاد ما شیعه این است كه این قرآن كنونی، در زمان رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و به دستور رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جمع آوری شده است. سوره اول قرآن سوره حمد و سوره آخر قرآن سوره ناس، به دستور رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده؛ بعضی از آیات مكی در سور مدنی و بعضی از آیات مدنی در سور مكی، ‌به دستور رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده؛ ما اتفاق نظر داریم كه هر عالم شیعه كه غیر از این را بگوید، می گوئیم او خلاف می گوید و عقیده بزرگان ما این است كه گفتیم. این قرآن جمع آوری شده زمان رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است و مردم این را می خواندند و رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) كه فرمود:

إنی تارك فیكم الثقلین كتاب الله و عترتی.

مستدرك حاكم، ج3، ص148 و 109- سنن بیهی،‌ج7، ص30 - مجمع الزوائد هیثمی،ج9، ص163 - سنن نسائی، ج5، ص45 - معجم اوسط طبرانی، ج3، ص374 - تفسیر ابن كثیر،‌ج4، ص122 - تفسیر آلوسی، ج3، ص156 و ... .

یا به قول شما:

كتاب الله و سنتی.

مستدرك حاكم، ج1، ص93 - سنن بیهی،‌ج10، ص114 - سنن دارقطنی، ج4، ص160 - جامع الصغیر سیوطی، ج1، ص505 - میزان الاعتدال ذهبی، ج2، ص302 و ...

اگر این كتاب در سینه های مردم بود و در ورق پاره ها و روی سفال ها نوشته بودند، در كدام عرف، به نوشته جات روی سفال ها یا پوست حیوانات یا تخته پاره ها، كتاب می گویند؛ كتاب چیزی است جمع شده و اول و آخری دارد، جلد دارد. وقتی رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می گوید كتاب الله، پس معلوم است این كتاب جمع آوری شده و موجود بوده و مردم این را می خواندند.

اگر این را یك مسیحی بشنود، به ریش ما می خندد؛ می گوید این قرآنی را كه شما دارید، جمع شده توسط صحابه است نه پیامبرتان؛ و شما بر ما ایراد می گیرید كه انجیل و تورات بعد از حضریت عیسی (علیه السلام) و حضرت موسی (علیه السلام) جمع آوری شده است؛ شما هم كه همان حرف ما را می زنید.

جالب اینكه جناب عظیم آبادی عبارتی در عون المعبود خود دارد و این قضیه را شاید حدود 50 كتاب أهل سنت نقل كرده اند، می گوید كه:

أول من جمع القرآن أبو بكر و كتبه زید بن ثابت ، وكان الناس یأتون زید بن ثابت فكان لا یكتب آیة إلا بشاهدی عدل، و إن آخر سورة براءة لم توجد إلا مع خزیمة بن ثابت فقال اكتبوها فإن رسول الله صلى الله علیه و سلم جعل شهادته بشهادة رجلین فكتب، و إن عمر أتى بآیة الرجم فلم یكتبها لأنه كان وحده.

جناب عمر بن الخطاب می گوید وقتی داشتند در زمان ابوبكر قرآن ها را جمع می كردند، و زید بن ثابت داشت اینها را می نوشت؛ هركسی كه آیه ای می آورد، باید دو شاهد هم بیاورد كه این آیه و این هم دو شاهد، كه این آیه بر پیامبر (صلی الله علیه و سلم) نازل شده است؛ بله، دیدند كه جناب عمر بن الخطاب هم آمد و گفت من هم یك آیه ای را شاهد بودم كه بر پیامبر (صلی الله علیه و سلم) نازل شده، گفتند خوب دو شاهد داری؟ گفت نه، من یك شاهد بیشتر ندارم، گفتند از تو قبول نمی كنیم، شما تشریف ببرید و هر وقت دو شاهد آوردید، ما آن آیه را به قرآن اضافه می كنیم، كه عمر آمد و آیه رجم را آورد و زید بن ثابت قبول نكرد و ابوبكر از او قبول نكرد و هیئت تدوین قرآن نپذیرفتند و ایشان رفت بیرون و شاهد هم پیدا نكرد. جناب عمر آمد و یك آیه ای در آخر سوره برائت بود و گفت این را من دارم، گفتند كه شاهدت كیست؟ گفت آقای خزیمة بن ثابت، گفتند این یك نفر است، گفت این آقا در زمان پیامبر (صلی الله علیه و سلم)، شهادتش به جای دو شاهد قبول بود، گفتند نه نمی شود.

عون المعبودالعظیم آبادی، ج10، ص20 – الإتقان فی علوم القرآن سیوطی، ج1، ص163

صحیح ترمزی می گوید روایت حسن است. جناب متقی هندی در كنزالعمال، ج5، ص430 حدیث را آورده می گوید هذا صحیح و همچنین جناب آقای احمد ابن ادریس شافعی صراحت دارد بر اینكه جناب عمر گفت:

والذی نفسی بیده لولا أن یقول الناس زاد عمر فی كتاب الله، لكتبتها.

قسم به كسی كه جانم در دست اوست، اگر نمی ترسیدم از اینكه مردم بگویند عمر یك آیه در قرآن اضافه كرده،‌ این آیه رجم را قطعا در قرآن اضافه می كردم.

اختلاف الحدیث شافعی، ص533 - نیل الاوطار شوكانی، ج9، ص196 - صحیح بخاری، ج8، ص113 - سنن كبری بیهی، ج8، ص213 - فتح الباری إبن حجر، ج12، ص127

خود ام المؤمنین عایشه دارد كه:

قد نزلت آیة الرجم و رضاعة الكبیرة عشرا و لقد كان فی صحیفة تحت سریرتی، فلما مات رسول الله (صلی الله علیه و سلم) تشاغلنا بموته، دخل داجن فأكلها.

در زمان رسول اكرم (صلی الله علیه و سلم) نازل شد آیه رجم و رضاعه كبیر، و این را نوشته بودیم در برگه ای و من زیر تختم گذاشته بودم، وقتی رسول اكرم (صلی الله علیه و سلم) از دنیا رفت، ما مشغول دفن او بودیم كه یك بزی آمد و آن آیه را خورد.

سنن دار قطنی، ج4، ص105، كتاب الرضاع - سنن ابن ماجه، ج1، ص626 - المحلی ابن حزم، ج11، ص236 – معجم أوسط طبرانی، ج8، ص12 – درالمنثور سیوطی، ج2، ص135 – مسندأبی یعلی، ج4، ص323

البته یك داستانی دارد عایشه كه می گوید اگر یك مرد ریش دار سی چهل ساله یا بیشتر، چنانچه ده بار یا پنج بار از یك خانمی شیر بخورد، محرم می شود؛ ما این را نمی گوئیم و به همین اكتفاء می كنیم؛ چون این رشته سر دراز دارد.

تمام لغت نویسان مثل إبن أثیر، إبن فارس، تاج العروس و لسان العرب و ... در ماده دواجن این حدیث عایشه را نوشته اند.

و ضرب المثلی عربی هست كه می گوید:

من كان بیته من زجاج، فلا یرم بیوت الناس الحجر.

كسی كه خانه اش از شیشه است، به خانه دیگری سنگ نمی اندازد.

آقایان این میخ بزرگ را در چشم خود نمی بینند، ولی یك ذره خار در چشم شیعه را، بزرگش می كنند. البته مطالب زیاد و زننده ای هست و گرنه:

مصلحت نیست  كه  از پرده  برون  افتد  راز

ورنه در مجلس رندان خبری نیست كه نیست



دكتر سید محمد حسینی قزوینی



طبقه بندی: اسلام(شیعه و سنی)،
برچسب ها: امیرالمومنین(علیه السلام) - حسینی قزوینی - عثمان خمیس - تحریف قرآن،
[ سه شنبه 24 آبان 1390 ] [ 01:49 ب.ظ ] [ از كم هم كمتر ] [ علی ولی الله ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام. مدت زیادی است که صهیونیسم و استکبار جهانی دنیا را در جهل نگه داشته و مثل روباه با مکر و حیله پیش می رود. این تفکر ضد اسلامی که همان تفکر پلید یهود است باید از بین برود و ما به یاری خدا و امام زمان(علیه السلام) این کار را خواهیم کرد و در این راه خسته هم نخواهیم شد. این خبر را به گوش صهیونیسم جهانی خصوصا اسرائیل برسانید که ما آماده ایم.در ضمن حتما توی نظر سنجی هم شرکت کنید. یاعلی.
نویسندگان
نظر سنجی
بیشتر در چه موضوعی مانور دهیم؟








آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
کد موزیک می خوای؟